تاريخي ترين المپيک براي ايران
اصلاني/ باز هم به تاريخ پيوستيم. اصلا سرنوشت ايران و ايراني با تاريخ و تاريخسازي عجين شده و دست قدري در تاريخسازي داريم. ايرانياني که هميشه به تاريخ کهنشان افتخار ميکنند حالا ميتوانند سرشان را بالاتر بگيرند. چراکه اين بار ورزشمان هم تاريخي شد و اتفاقي نو در آن رقم خورد تا برگ زريني باشد در جريده آن؛ اين بار کل ورزش ايران رکورد زد آن هم با ثبت 12 مدال در تاريخ المپيکي کشورمان. رکوردي که هم از لحاظ ارزش مدال و هم از لحاظ تعدادشان بيسابقه بود تا کارنامه سيامين دوره المپيکمان اين بار به 4 طلا، 5 نقره و 3 برنز مزين شود و با غرور آن را در ويترين افتخاراتمان جاي دهيم. اگر تا همين چند ماه پيش به 2 طلا، 2 نقره و يک برنز المپيک ملبورن مينازيديم از حالا به بعد داشتههايي داريم که ديگر با آنچه در سال 1956 در استراليا رقم خورد قابل مقايسه نيست.
درست است که شکسته شدن رکورد بيشترين طلا و بيشترين مدال در يک دوره المپيک عاملي شد تا عملکرد کاروان ايران در اين دوره، درخشانترين باشد اما اين تنها عامل اين موفقيت نبود. کشتي فرنگي ايران براي اولين بار در تاريخ المپيک قهرمان شد تا نقطه عطفي باشد در ورزش المپيکي ايران و اگر بگوييم که ايران نيمي از اين افتخار را مديون محمد بنا معمار کشتي فرنگي ايران است پربيراه نگفتهايم. بنايي که با 3 طلاي خوشرنگ حميد سوريان (55 کيلو)، اميد نوروزي (60 کيلو) و قاسم رضايي (96 کيلو) هم نام خودش و هم نام ايران را جاودانه کرد که اگر ناداوران جلوي يکهتازي شاگردان بنا را نميگرفتند، چه بسا کارنامه بناي پرافتخار به 4 طلا مزين ميشد.
هر چقدر که بنا با شاگردانش در لندن خوش درخشيد اما يک نقره و 2 برنز شاگردان خادم چندان چنگي به دل نزد. چون آنجا که توقعات بالا ميرود سقف آرزوها به طلا ختم ميشود. طلايي که دست آزادکاران از آن کوتاه ماند تا مدالهايشان در عين ارزشمندي، دلسردکننده لقب بگيرد. اينجا اما برخلاف کشتي فرنگي خبر از ناداوري هم نبود. ناداوري که خادم از آن ميترسيد و حتي در هشداري از مردم ايران خواست تا ديگر به فيلا ايميلهاي توهينآميز نزنند چرا که معتقد بود مسئولان جهاني کشتي در انديشه سلاخي کشتي آزاد در لندن هستند، اما اين اتفاق نيفتاد تا در عوض قرعه سخت، سد راه شاگردان خادم شود و بدشانسي و مصدوميت گريبانگير تيم هفت نفره کشتي آزاد ايران شود. درنهايت نقره صادق گودرزي خوشرنگترين مدال اين رشته شد تا با دو برنز کميل قاسمي و احسان لشگري و هفتمي کشتي آزاد در لندن پرونده اين رشته هم بسته شود.
وزنهبرداري ديگر تيم پرافتخار کاروان کشورمان در لندن بود. تيمي که کوروش باقري به بهترين نحو ممکن آن را کوچ کرد تا با برنز کيانوش رستمي اولين چراغ مدالآوريمان در لندن روشن شود و در ادامه اين بهداد سليمي و سجاد انوشيرواني مردان سنگين وزن ايران باشند که طلا و نقره المپيک را به سينه ميزنند تا با نقره دور از انتظار نواب نصيرشلال، وزنهبرداريمان هم نايب قهرمان المپيک شود.
اما شايد مدالي که بيشتر از همه به دلمان نشست نقره احسان حدادي بود. رکورددار پرتاب ديسک آسيا هرچند که قبلا با ثبت يک برنز در کارنامه، جهاني شده بود اما اين بار پا را فراتر گذاشت و درست يک پله قبل از هارتينگ آلماني روي سکوي نايب قهرماني المپيک ايستاد تا چهره جديدي از يک رشته مدالآور را به مسئولان ورزش ايران معرفي کند. مسئولاني که در زمان ثبت اين نقره در کارنامه المپيکي ايران حتي در کنار احسان حضور نداشتند تا شاهد شکوه اين افتخار باشند.
هرچند که احسان حدادي کار بزرگي در لندن کرد اما وقتي به درخشش تيراندازان و پينگپنگبازانمان در لندن فکر ميکنيم مطمئن ميشويم که اين روند ميتواند در ديگر رشتهها هم ادامه داشته باشد. آنجا که الهه احمدي بانوي تيرانداز ايران براي اولين بار به فينال المپيک رسيد و در رتبه ششم تيراندازان المپيکي قرار گرفت، يا آنجا که نوشاد عالميان نابغه پينگپنگ ايران براي اولين بار در جمع 32 پينگپنگباز المپيکي قرار گرفت يا حتي زماني که ندا شهسواري حذف افتخارآميزي از المپيک داشت به خود باليديم، اما آنجا که احسان روزبهاني براي اولين بار بوکسمان را تا يک قدمي برنز المپيک پيش برد احساس شعف مضاعفي کرديم.
اما آنچه در اين المپيک واقعا برايمان جاي شگفتي داشت، حذف ناباورانه يوسف کرمي در بازي اول مقابل حريف اسپانيايي بود تا باور کنيم که المپيک جاي شگفتيهاست. يوسفي که همه از قبل يک طلاي المپيک براي او کنار گذاشته بودند حتي براي رسيدن به برنز تلاش چشمگيري هم نکرد تا تک نقره محمد باقريمعتمد پاياني باشد بر کار شاگردان فريبرز عسگري. پاياني که کاممان را تا حدودي تلخ کرد.
1948 لندن: يک برنز – رتبه ايران 34
1952 هلسينکي: سه نقره و چهار برنز – رتبه ايران 30
1956 ملبورن: دو طلا، دو نقره و يک برنز – رتبه ايران 14
1960 رم: يک نقره و سه برنز – رتبه ايران 28
1964 توکيو: دو برنز – رتبه ايران 35
1968 مکزيکوسيتي: دو طلا، يک نقره و دو برنز – رتبه ايران 19
1972 مونيخ: دو نقره و يک برنز – رتبه ايران 28
1976 مونترال: يک نقره و يک برنز – رتبه ايران 33
1988 سئول: يک نقره – رتبه ايران 36
1992 بارسلون: يک نقره و دو برنز – رتبه ايران 44
1996 آتلانتا: يک طلا، يک نقره و يک برنز – رتبه ايران 43
2000 سيدني: سه طلا و يک برنز – رتبه ايران 26
2004 آتن: دو طلا، دو نقره و دو برنز – رتبه ايران 29
اینجانب محمد اله وردی باتوجه به علاقه وافری که به زادگاهم شهرستان تفرش دارم این وبلاگ راایجادنمودم تاضمن انعکاس اخبارشهرستان ودرج مطالب متنوع دین خودم رانسبت به بزرگان علم وادب ایران ادانمایم .