نگاهي به فيلم «پله آخر» اثر علي مصفا
-
-
نگاهي به فيلم «پله آخر» اثر علي مصفا
-
«پله آخر»، جديدترين ساخته علي مصفا به دليل اقتباس آزادش از کتاب «جيم جويس» و به علت شباهت هايش به فيلم «مردگان» «جان هيوستن» نيست که فيلم تأثيرگذار و قابل اعتنايي است، بلکه ظرفيت هاي ساختاري آن، که از فرمول هاي رايج پيچيده در روايت پيروي مي کند آن را متمايز کرده است.
-
داستاني ساده که اگر قرار بود در قالب روايتي سر راست به نمايش درآيد از ظرفيت هاي لازم يک فيلم بلند برخوردار نبود. بنابراين سازندگان آن با هوشمندي و تسلّط بر شيوه روايي انتخاب شده، داستان سه وجهي خود را در روايتي شکسته در طول زمان و مکان به بهترين وجه به تصوير مي کشند. جالب آن که به شيوه مرسوم اين روايت هاي پيچيده و پرشکست به يک خط قصه اصلي اکتفا نکرده و داستان هاي فرعي را تا حدّ قابل قبولي پرورانده و به بلوغ رسانده اند.
-
يک، داستان ليليِ بازيگر که نمي تواند در پلاني مهم و تراژيک از فيلمش نخندد. دو، داستان امين که دکتر جواني است و بعد از سال ها به ايران بازگشته است و همراه مادر پيرش زندگي مي کند . مادري که اتفاقاً بر کتاب «جيم جويس» متمرکز است. و سه، داستان خاطرات مشترک ليلي و خسرو. همه اين خط قصه هاي فرعي که بخش هايي از بدنه اصلي متن و فيلم را به خود اختصاص داده، به قوت قصه اصلي که ماجراهاي روايت شده از زواياي مختلف مرگ خسرو است پرورش يافته و تحت ساز و کار مهندسي شده روايت و مونتاژ، اثري متفاوت را رقم زده است.
-
-
قصه ها و تکه هاي يک پازل
-
قصه هاي فيلم گرچه در يک نگاه، مجزا به نظر مي آيد اما از منظري ديگر، تکميل کننده پازل روايت اصلي است و گويي بخشي از گره هاي آن داستان را مي گشايد. پرهيز فيلم ساز از فلاش بک و رجوع آگاهانه او به اين شيوه روايي گرچه از کسالت بار کردن فيلم مي کاهد اما ويژگي ديگرش ارتقاي سطح کيفي فيلم است که البته راه رفتن بر لبه تيغ است. چرا که مي تواند با اندک تغيير و جابه جايي در پلان ها، فيلم را از درک مخاطب دور کند.
-
نبود قطعيت، ديگر ويژگي فيلم است. «مصفا» گزينه هاي مختلف را براي هر ايده در فيلم به مخاطب پيشنهاد مي کند و بيننده مي تواند هر وجهي از اين پيشنهادات را که مي پسندد براي خود برگزيند. مثلاً موضوع مرگ خسرو، زمين خوردن در حين اسکيت، غش کردن در آشپزخانه يا سقوط از پله و ...، مي تواند يکي ، همه و يا هيچ کدام از اين عوامل باشد.
-
پسرک آوازه خوان کودکيِ ليلي مي تواند «امين» و يا اصلاً مرده باشد. رابطه خسرو و ليلي مي تواند عاشقانه باشد. آن طور که حضور مرد در کنار همسر بازيگرش از يک فاجعه حرفه اي جلوگيري کند، يا مي تواند عادي و يا به بن بست رسيده باشد. خسرو مي تواند مردي کودک وار و سر به هوا باشد آن چنان که در خيابان ها در حدّ مرگ اسکيت سواري کند يا همسري دورانديش و آينده نگر براي ليلي.«پله آخر» انگار جمع نقيضين است. اما آن چه مهم و به ياد ماندني است، لحظه هاي خوب زندگي است که در اين فيلم جريان دارد. لحظه هاي تلخ و شيرين. مکالمه امين و ليلي در کافه، سفر خسرو به تفرش، خريد خانه کودکي هاي ليلي، مراسم ترحيم ويژه و مهم تر از همه لوکيشن هاي زيبا، متفاوت و ايراني فيلم که در ايجاد فضا و حس خاص در «پله آخر»، به اندازه ساير عناصر اصلي تأثيرگذار است. يکي ديگر از وجوه شاخص فيلم مصفا موسيقي آن است. موسيقي برخاسته از متن اثر، به فراخور لحظات ، ترنمي نوستالژيک داشته و از پيشينه سازندگان آن نشأت گرفته است. توجه فيلم ساز به فضاهاي اصيل شهري، نوع روابط، ديالوگ ها، مناسبات و موسيقي، فضايي ايراني و البته سنتي را رقم مي زند که حتي آواز «حسينعلي نکيساي تفرشي» به همراهي تار «علي اکبر شهبازي» نيز از دل آن بيرون نمي زند.موسيقي در اين فيلم جزيي از ميزانسن و دکوپاژ است و توسط آهنگساز و آرشيوهاي رايج فيلم هاي امروزي به اثر افزوده نشده است. دستگاه پخش صوت، راديوي خودرو و آوازخواني توسط بازيگران است که موسيقي فيلم را رقم زده و در جهت غناي آن گام برداشته است. آوازها و تصنيف هاي فيلم به فراخور داستان به هر سکانسي که تعلق دارد حال و هواي بازيگر آن سکانس را روايت مي کند.فيلم گرچه از گذشته مي گويد؛ گذشته آدم ها، گذشته رابطه ها و ... و گرچه در گرامي داشت گذشته است، اما با عزمي راسخ و با پيروي از الگوهاي مدرن، آگاهانه از پُزهاي نوستالژيک گونه رايج و دلگير مي پرهيزد و اداي روشنفکري درنمي آورد.
-
منبع خبر :سایت خبرفارسی
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 7:47 توسط محمد اله وردی
|
اینجانب محمد اله وردی باتوجه به علاقه وافری که به زادگاهم شهرستان تفرش دارم این وبلاگ راایجادنمودم تاضمن انعکاس اخبارشهرستان ودرج مطالب متنوع دین خودم رانسبت به بزرگان علم وادب ایران ادانمایم .